تبلیغات
❤ღ گنج من ღ❤

❤ღ گنج من ღ❤
عاشقمـــ عاشق آن " مــیـــــم" که می آید اخر " عزیز " و مرا میکند مال تو 
نویسندگان
دوستای گلم چطورن ؟

و اینک آخر هفته و یه روز پر کار دیگر . . .

5 شنبه ها آخه چرا تعطیل نیستیم هان ؟ 

گناه دارم خب  . . .

امسال سال ازدواجه با این گرونی  . . .

آخه دو تا همکارام در شرف ازدواجن . . .

یکیشون  2 هفته پیش رفته خواستگاری و الان داره ازم میپرسه کت تک چه رنگی بخرم

فرداشب خونشون دعوتیم 

یکی دیگه هم یه ماه پیش رفته خواستگاری و الان دارن جلسه مشاوره میرن .

ایشالله همشون خوشبخت بشن . . .

زنذدگی واقعا سخت شده صبور نباشی و تحملت زیاد نباشه زودی کم میاری  . . .

خب جمعه هم برنامه ریزی کردیم با همسر بریم (تنگه واشی ) :

تنگه واشی یا تنگه ساواشی مکانی با جاذبه‌های گردشگری است که در حدود
 ۱۷ کیلومتری  شهرفیروزکوه قرار گرفته و با داشتن آب و هوای مناسب در تابستان‌ها،
 میزبان جمعیت کثیری از مسافران و گردشگران می‌باشد. کلمه «واش» در 
زبان مازندرانی به معنای «چمن» می‌باشد.شاید یکی از جذابترین بخش‌های
 سفر به تنگه واشی حرکت در رودخانه‌ای است که در بین یک دره سنگی قرار دارد
با توجه به نزدیکی تنگه واشی به شهر تهران، امکان مسافرت یک روزه به این منطقه
 وجود دارد و بخصوص در تابستان هزاران نفر از ساکنین استان تهران و دیگر استان‌های
 اطراف به این منطقه مسافرت می‌کنند. در سال‌های اخیر، بسیاری از موسسه‌های 
توریستی،اقدام به برگزاری تورهای گوناگونی در این منطقه نموده‌اند که همین امر
 باعث افزایش شهرت و معروفیت این منطقه شده‌است.

گفتم بزارم شمام بخونین 

اینم از مسافرت یک روزه که قراره بریم ...

جناب میفروش دعوتمون نمیکنی آیا ؟؟؟




[ پنجشنبه 18 مرداد 1397 ] [ 08:59 ] [ خانوم خونه ]
روزا پشت سر هم میگذره 

خدا رو شکر . . .

توو شرکت اوضاع یه کم ناآرومه که ایشالله همه چی حل بشه

جناب مدیر عامل کلا دیر به دیر حقوق میده یعنی بنده دیروز 13 مرداد

حقوق تیر رو دریافت کردم + اضافه کاری خرداد 

تازشم نصفشو فقط گرفتم . با این وضع نصف هم میکنه نصفش دیروز نصف

دیگه هم ایشالله 25 الی 27 

یعنی واقعا با خودش فکر نمیکنه بقیه قسط و ... دارن ...

من همیشه به آقای خونه میگم حالا من و تو جفتمون حقوق میگیریم اگه حقوق من دیر بشه

حقوق تو هست ... ولی این همکارای مرد شرکت . . . بیچاره ها  . . . گناه دارن 

دلم میسوزه ... خب خانومای اونا شاغل نیستن . . .

چه جوری طاقت میارن آخه . . .

مدیرعامل حداقل با خودش نمیگه وقتی کار خوب میخوام ازشون میخوام 

حداقل حقوقا رو به موقع بدم 

واقعا نمیدونم چی بگم . . . از بعضی کارای اطرافیانم واقعا موندم چی بگم 





[ یکشنبه 14 مرداد 1397 ] [ 09:03 ] [ خانوم خونه ]
دیشب رفتیم کت و شلوار خریدیم واسه اقای خونه . . .

امروز صبح بعد خوردن یه صبونه توپ بساط قورمه سبزی رو بپا کردم و بار گذاشتم 

و پیش بسوی ظرف شستن  . . .

و اندکی تمیزکاری  . . .

شستن سرویس بهداشتی و . . . 

الانم آقای خونه خوابه و منم در خدمت شما . . .

قراره غروب بریم بیرون حالا اگه رفتیم دفعه بعد با پست عکسی در خدمتتون میباشم

کارای شرکت رو آوردم خونه ولی اصلا حال ندارم 

چاره ای هم ندارم باید اندکی رو حتما اتجام بدم 

امیدوارم روز تعطیلی به همتون خوش بگذره . . .

چه پست در هم و برهمی شد 







[ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 16:25 ] [ خانوم خونه ]
بنده از حساسیت فصلی متنفرم

یعنی رو مخه

یعنی از صبح که رسیدم شرکت همش عطسه عطسه 

قرص هم میخورم فایده نداره

تا حالا انواع قرص رو امتحان کردم ولی اثر نداره

الانم تلفست خوردم ولی انگار نه انگار همچنان در حال فین فین کردن و عطسه ام

حساسیت بسی خر میباشد 



[ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 08:36 ] [ خانوم خونه ]
[ سه شنبه 9 مرداد 1397 ] [ 07:54 ] [ خانوم خونه ]
[ یکشنبه 7 مرداد 1397 ] [ 13:36 ] [ خانوم خونه ]
امروز از اون روزاس که حسابی بی حوصله ام و دلیل بی حوصلگیمم میدونم 

که چرا اینجوری شدم  . . .

حس یکنواخت بودن بهم دس داده ...

هزار بار برنامه ریزی کردم برم کلاس گیتارمو ادامه بدم  . . .

برم باشگاه . . .

ولی این شرکت مگه وقت میزاره 

دلم یه بیرون اساسی میخواد یه تفریح پر از هیجان 

حس بکنی همه چی یه جور شده و روزات مث هم خیلی بد ـ

یعنی الانم که دارم مینویسم بغض دارم و چشام اشکیه 

دلم بغل مامانمو میخواد 



ادامه مطلب

[ پنجشنبه 4 مرداد 1397 ] [ 08:11 ] [ خانوم خونه ]
وای امروز از بس پشت میز نشستم بدتر شد 

هر چند هر از گاهی بلند میشدم و راه میرفتم خب ولی بیفایده بود

حتی چایی هم همکارا لطف میکردن و واسم میاوردن

زنگ زدم آقای خونه که من به سختی راه میرم و اگه میتونی بیا دنبالم

به قول خودش مث گلوله خودم رو رسوندم 

رفتیم دکتر آقای دکتر گفت با آمپول مشکلی نداری؟ گفتم نه

۴ تا آمپول داد . آقا من گفتم مشکلی ندارم ولی آخه ۴ تا

هر ۴ تا هم امروز الان یه خانوم خونه داغون در خدمتتونم به امید اینکه 

تا فردا آروم بشه و بتونم حداقل نمازمو راحت بخونم دعام کنید

کمر درد خیلی بی ادب میباشد خیلی



[ یکشنبه 31 تیر 1397 ] [ 22:01 ] [ خانوم خونه ]
[ یکشنبه 31 تیر 1397 ] [ 09:07 ] [ خانوم خونه ]
امروز صبح بیدار شدم و کمر درد هم گفت حالا که تعطیلی بزا منم باشم 

یعنی کمرتون درد نگیره ... جونمو گرفته تا همین الانی که دارم مینویسم براتون

کلی هم امروز کار داشتم میگم روز تعطیله و خونه ام به کارام برسم 

ناهار جاتون خالی باقالی پلو ذرست کردم ...میرزاقاسمی دلم خواسته بود درست کردم

عدس پختم که بزارم فریرز برای مواقع اضطراری ^_^

لباسا رو ریختم ماشین  . . .

آشپرخونه تی کشیدم . . .

تازه قراره بود خونه هم جارو برقی بزنم که واقعا جون ندارم به زور از جام بلند میشمو می شینم

یعنی چشام اشکی میشه از دردش  . . .

دو تا هم قرص خوردم هنوز اثر نکرده 

دراز کشیدم یکم بخوابم ولی مگه از دردش خوابم میبره  . . . بلند شدم نشستم باز 

ایشالله که هیچوقت کمرتون درد نگیره  . . . همیشه هم سالم و شاد باشید

لبخند فراموش نشه 

از همینجا میخواستم از محبتای بی دریغ باران جان تشکر کنم و بگم با دیدن کامنتات و 

مهربونیات هر دفعه لبخند میشینه رو لبم  . . . خدا حفظت کنه عزیزم . . .




[ جمعه 29 تیر 1397 ] [ 17:54 ] [ خانوم خونه ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



[ چهارشنبه 27 تیر 1397 ] [ 19:35 ] [ خانوم خونه ]
[ چهارشنبه 27 تیر 1397 ] [ 14:56 ] [ خانوم خونه ]
[ سه شنبه 26 تیر 1397 ] [ 07:31 ] [ خانوم خونه ]
[ پنجشنبه 21 تیر 1397 ] [ 08:50 ] [ خانوم خونه ]
ساعت 22:55 

یهویی اومدم بنویسم . . .

همه چی آرومه . . .

ولی کلی فکر و خیال توو سرم ـ

ایشالله که همه چی به خوبی و خوشی بگذره . . . ذعام کنید که محتاج دعاتونم

پیشاپیش تولدم مبارک . . . 18 تیر 67 . . .

30 سالگی سلام

احساس میکنم بزرگ شدم  . . . خیلی . . .

خدایا شکرت به خاطر همه چیز . . .





[ جمعه 15 تیر 1397 ] [ 22:54 ] [ خانوم خونه ]
اینکه داداش زنگ بزنه بگه آبجییییی ما یکشنبه صبح خونتونیم یعنی ته ذوق کردن من 

با یه نیش باززززز  .

اینکه چقد دلم واسشون تنگ شده حد و حساب نداره

فقط مامان و داداش میان . . .

ابجی که در دوران عقد به سر میبره و اجازش دست آقاشه . . .

بابا هم که چون میره شرکت نمیتونه بیاد . . .

ولیییییییییییییی من خیلی خوشحالم . . .

احتمالا یکشنبه رو مرخصی میگیرم که روز اولی پیششون باشم 

و اینکه 3 تیر :


پنجمین سالگرد عقدمونه . . .

آقای خونه جان بابت همه چیز ازت ممنونم

الهی که همیشه سالم باشی 




[ جمعه 1 تیر 1397 ] [ 16:46 ] [ خانوم خونه ]
دیروز رفتم ولی هلاک شدم از ترس و درد  . . .

دکتر کلا از ترس و راه رفتن و قیافم فهمید بار اوله میرم دندون پزشکی و شروع کرد به ترسوندنم 

گفت گیر چه دکتری هم افتادی از حق نگذریم خیلی خل بازی در آورد تا من بخندم ^_^ ولی من اون موقع

از ترس هلاک بودم ....اولین بیحسی رو زد و گفت برو یه ربع دیگه بیا....

بعد یه ربع شروع کرد من هولش دادم یعنییییی درد داشتمممممممممم اصلا بیحس نشده بود سریع 

یه بیحسی دیگه با دوز بالاتر زد ولی مگه بیحس شد جونم براتون بگه دیروز مردم از درد ....

خیییییییییلی درد داشت اصلا بیحسی پاسخگو نبود روی من...

تازه میدونید چی میگفت :

چای  و آب سرد میخوری درد میگیره گفتم آرههههه گفت ازین به بعد هر چی بخوری درد میگیره

آخره آخر گفت شوخی کردم دردش میافته تا موقعی که جلسه بعدی بیای پرش کنم....

جالب اینجاست بعد 4 ساعت بیحسی روم جواب داد خونه رفتم کلا یه خانوم خونه ی کج بودم *_*

دست خودم نیس میترسم دیگه از الان دارم غصه ی 3شنبه هفته ی بعد ساعت 7 رو میخورم 

خیلی گناه دارم .....





[ چهارشنبه 30 خرداد 1397 ] [ 07:18 ] [ خانوم خونه ]
صبح ها که بیدار میشید پر انرژی باشید 

بخندید لطفا  . . .

بیخیال مشکلات . . . 

مشکلات همیشه هست ما باید قوی باشیم درسته ؟ ما باید با مشکلات بجنگیم . . .

بخندید لطفا  . . . 


^_^


ایشالله همتون روز خوبی داشته باشید ...
 
و دعا کنید واسم  ی هفته ای میشه دندونم درد میکنه امروز قراره آقای خونه بیاد دنبالم  بریم دندون پزشکی

و اعتراف میکنم با این قد و هیکل و سن و سال که پیر شدم رفت مث چی ^_^ از دندون پزشکی میترسم



[ سه شنبه 29 خرداد 1397 ] [ 07:42 ] [ خانوم خونه ]
اینکه یه دوست قدیمی بعد یه مدت طولانی دوباره میاد خیلییییی خوبه 

دوست قدیمی ِ خانوم خونه میشه همیشه باشی و نری ؟ 

دوستان گلم بودن تک تکتون جای خوشحالیه واسم.هر کدومتون 

واسم عزیزید به قول مامان بزرگم هر گلی یه بویی داره



[ شنبه 26 خرداد 1397 ] [ 22:29 ] [ خانوم خونه ]
اصلا خجالت میکشم چیزی بگم ... والا

از بس دیر به دیر میام خودم روم نمیشه حرف بزنم ....

خب خب  عروسی آبجی خانومم تیر ماه شد ...

الان مادرشوهرم زنگ زد و خبرمو گرفت و عید رو پیشاپیش بهم تبریک گفت و کلی هم با هم حرف زدیم

گفت خوبه عروسیه آبجی بشه 18 تیر ... دقیقا روز تولدت ... منم نیشم تا بناگوش باز شد 

ولی خدایی خیلی جالب میشه 

ولی میدونم هر تاریخی باشه 18 نیس 

داداش امروز امتحاناش تموم شد و خیالش راحت شد و گفت دیگه حسابی استراحت میکنم

آقای خونه امشب نمیاد و من در تنهایی به سر میبرم 

یه دوس قدیمی و عزیز واسم کامنت گداشته بود که با دیدن کامنتش کلی دوق زده شدم 

دوستای مهربونم منم پیشاپیش عید رو به همتون تبریک میگم 




[ چهارشنبه 23 خرداد 1397 ] [ 23:03 ] [ خانوم خونه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

می نویسم سرشار از عشق برای تویی که همیشه تنها مخاطب خاص دلنوشته های منی برای تو که بخوانی و بدانی دوست داشتنت در من بی انتهاست.

جلسه اولیه(اولین دیدار) : 92/1/30
آزمایش : 92/2/4
جواب آزمایش و خواستگاری : 92/2/5
بله برون و صیغه محرمیت : 92/2/11
عقد : 92/4/3
عروسی : 93/1/3
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Animated  Sparkly Love Heart

کُـدهــآیِ مــوسِ بوســــه



کد کج شدن تصاویر

آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے

کد گرد شدن گوشه عکس