❤ღ گنج من ღ❤
عاشقمـــ عاشق آن " مــیـــــم" که می آید اخر " عزیز " و مرا میکند مال تو 
نویسندگان
روح آرزوی عزیزم قرین رحمت و آرامش . . . 

دلم واسش شدیدا تنگ شده با اینکه فقط از همین وبلاگ با هم در ارتباط بودیم ولی 

خیلی به هم وابسته بودیم . . . خدا رحمتش کنه

اصلا هنوزم باورم نمیشه . . .

نمیدونم چرا بعضی از دوستان رفتن و همسرشو ناراحت کردن و چیزایی گفتن که ایشون 

میخواد وب آرزو رو حذف کنه . . . 

بهتر نیست قضاوت نکنیم . . .

آخه چه دلیلی داره یکی الکی بیاد و خبر مرگ بهمون بده

اونم کسی که اینقد واسه تک تکمون ارزش قائل بود

همسر آرزوی عزیزم کامنت گذاشت که من پست بزارم و بگم : 

(خانوم خونه عزیز شرمنده اگه براتون امکان داشت یه پست از طرف من بذارین که حذف وبلاگ

 ارزوی من نه ترس بود نه چیزه دیگه من دروغی نگفتم که تحمل این همه بی احترامی و بدگویی رو داشته باشم

 دلیل فقط کسایی بودن که هر چی لایق خودشون هست به دیگران نسبت میدن در پناه حق)






[ جمعه 1 بهمن 1395 ] [ 00:12 ] [ خانوم خونه ]
 رفتم وب آرزو . . .

آخه اصلا باورم نمیشه آرزو دیگه نباشه 

اشکام بی اختیار میریزن . . . 

همسرش نوشته بود . . . 

وصیت نامه ش هم نوشته بود

من دلم تیکه تیکه شد تا همشو خوندم

دوس داشتم شرکت نبودم و میشد راحت گریه کنم

میشد داد بزنم

خدایااااااااااااااااا




[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 08:00 ] [ خانوم خونه ]
صبح اومدم وبم . . .

خانوم چی مهربونم واسم کامنت گذاشته بود که مامان شده آخ که نمیدونید چه ذوقی کردم

یعنی حالم وصف نشدنی از بس خوشحال شدم حالمو نمی فهمیدم دوس داشتم شمارشو داشتم 

و زنگ میزدم کلی بهش تبریک میگفتم . . .

و الان :

وب آرزوی عزیزم ( عاشقانه های ابدی ما )

رفتم و دیدم همشرش نوشته آرزو فوت شد . .  .

اشک و اشک . . .

چند دقیقه فقط ماته نوشته های همسرش . . .

خدای من چرااااااااااااااااا

کاش میدونستم چی شد یهو . . .




[ جمعه 24 دی 1395 ] [ 21:20 ] [ خانوم خونه ]

اصلا روز خوبی واسم نبود . . . از صبحش همش بیحال بودم و زودی تموم بدنم سرد 

میشد . . .غروب زودی جمع و جور کردیم و با همکار پیش به سوی مترو . . .

چشمتون روز بد نبینه یهو توو ایستگاه از حال رفتم و زنگ زدن آمبولانس . . .

خدا رو شکر همکارم باهام بود وگرنه تک و تنها 

همکار جان به آقای خونه جانم زنگ زد و تا یه ساعت بعدش اومد بیمارستان . . .

دیشب تا 12 بیمارستان بودیم . . .

آزمایش گرفتن و سرم وصل کردن و ...

الانم که در خدمت شمام . . . قسمت نشد حلوامو بخورین

واقعا سلامتی بزرگترین نعمته . . . روزی هزار بار خدا رو باید شکر کرد

توو بیمارستان کلی دلم ریش ریش شد

انقد تصادفی میاوردن 





[ دوشنبه 20 دی 1395 ] [ 19:58 ] [ خانوم خونه ]
دیروز داداش زنگ زد که آبجی من همین الان انشا نوشتم میشه واست بخونم

منم گفتم بخون و این چنین شروع کرد :

موضوع انشاشون : یک روز به یاد ماندنی

روزهای رفته ی زندگی را ورق میزنم چه روزهایی که دلم میخواست تا ابد تمام نشود

و چه روزهایی که هر ثانیه اش یک سال گذشت کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد

از جنس خدا . 

اما میرویم سراغ آن روزهایی که دلم میخواست تا ابد تمام نشود 

زیارت ائمه اطهار بهترین اتفاقی است که میتواند در زندگی کسی بیافتد که خداوند آن را نصیبم

کرد . در سال 95 در ایام عید نوروز به همراه خانواده عزیز به زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) رفتیم

غلغله ای بود همه مشتاق زیارت سرور جوانان اهل بهشت بودند .

چه زیباست نوشتن این جملات چه زیباست وصف کردن حال آن دوران چه زیباست به یاد آوردن

آن شش گوشه ی دلنشین که گویی همه دوباره تکرار میشود . بعد از کربلا به طرف نجف حرکت کردیم 

و چه زیباست آن راهی  که انتهایش به سیدالمسلمین امام المتقین امیرالمومنین (ع) برسد .

یادش بخیر باران تندی میبارید و ما در حرم مطهر حضرت علی بن ابی طالب مشغول دعا کردن بودیم 

چه احساس عجیبی است . . . فکر کردن به خاطراتش هم به انسان انرژی میدهد و چه زیباست به یاد

آوردن قشنگترین لحظات زندگی 

خوندنش که تموم شد من  کلی تعریف کردم آخه عجیب به دلم نشسته ماشالله خیلی

قشنگ نوشته ... هر چی من و خواهری از انشا نوشتن بدمون میومد داداش حسابی خوشش میاد .

الهی آبجی بزرگش فداش بشه 










[ پنجشنبه 9 دی 1395 ] [ 18:33 ] [ خانوم خونه ]
 ووووی بارون که میاد من کلی ذوق زده میشم اصلا بوی نم خاک و هوای بارونی

کلا روحیمو عوض میکنه . . . 

امیدوارم حال دل همتون خوبه خوب باشه . . .

دعاگوی تک تکتون هستم 

شمام پدربزرگ آقای خونه رو دعا کنید 

دیشب بهمون خبر دادن که سکته ی مغزی کرده و حالش خوب نیس

الهی که زودی خوب بشه 





[ یکشنبه 5 دی 1395 ] [ 07:12 ] [ خانوم خونه ]
اینکه اول صبح توو مترو نشسته باشی و سریع جاتو بدی به یه خانم مسن 

اونم بهت بگه خیر ببینی مادر خوشبخت بشی  . . . این یعنی یه دعای توپ

که شارژت میکنه و خنده مهمون صورتت میشه . . . 

و اینکه ببینی یکی همش بهت زل زده و یهو بهت میگه دخترم شما خیلی خانومی

چند سالته ؟ ازدواج کردی ؟ میخواستم ببینم . . .

و منی که پریدم توو حرفشو سریع گفتم بببخشید و دست چپمو آوردم و دید 

و قیافش عوضش شد و گفت حیف . . .

تا خود ایستگاه میرداماد کلمه ای حرف نزد حتی جواب خداحافظیمو نداد 
فکر کنم خودش قرار بود باهام ازدواج کنه 




[ دوشنبه 29 آذر 1395 ] [ 07:56 ] [ خانوم خونه ]
این 2 روز تعطیلات هم گذشت جایی نرفتیم و خونه بودیم 

ولی واسه هفته بعد برنامه ریزی کردیم که بریم بیرون و حسابی تفریح 

مشکلات کم کم با صبوری دارن حل میشن . . .

هر مشکلی قابل حله مهم اینه که صبور باشیمو و کمر خم نکنیم و شکست نخوریم 

دلم شدیدا واسه مامان اینا تنگ شده ایشالله دی ماه مرخصی میگیریم و میریم شهرمون

همیشه موقع رفتن گل از گلم شکفته ولی موقع برگشت همش بغض و اشک . . .

با اینکه نزدیکه یه ساله دورم ازشون اصلا اصلا عادت نکردم . . .

کاش وقت داشتم کلاسی چیزی میرفتم . . . 

مثلا دوس دارم مث قدیما برم باشگاه ولی حیف . . . 

اگه ساعت کاریمون تا 4 بود میشد . . . یا اگه 5 شنبه ها تعطیل بودیم میشد













[ شنبه 27 آذر 1395 ] [ 13:34 ] [ خانوم خونه ]
ساعت 4:20 دقیقه صبح بیدار شدمو به خاطر خوابی که دیده بودم به هق هق افتادم
بعدشم خدا رو شکر کردم که همش خواب بوده 

دوباره خوابیدم چقدر خوبه میشه روزای تعطیل حداقلش تا 8 خوابید ...

زودتر از آقای خونه بیدار شدم و بساط صبونه رو روبراه کردم و یه صبونه توپ زدیم 
خورشت رو بار گذاشتم راهی خوشگلاسیون شدم 
موقع رفتن به آقای خونه میگم خوب نگام کن شاید برگردم اندکی تغییر کرده باشم 

قربونش بشم که در نبود من 
دستش درد نکنه یعنی هلاک کمک کردناشم 


شب هم که واسمون مهمون اومد و الانم ساعت 00:00 و همچنان در خدمتتونم . . .


راستی آقای خونه عروسی همکارش دعوت شده کارت عروسی :



کارتش به دلم نشست یاد کارت پستال افتادم 

ایشالله خوشبخت بشن . . .

روز خوبی بود خدا رو شکر . . . ولی خیییییییییییلی زود جمعه تموم میشه
 
من اعتراض دارم هر چند اعتراضم وارد نیست 




[ جمعه 19 آذر 1395 ] [ 23:50 ] [ خانوم خونه ]

 

 همکارای واحد عملیاتمون چند صد باری امروز بهم تبریک گفتن 

مدیر عامل محترم هم امروز شرکت نیومد و پیام تبریک فرستاد

اوج کارامونه ...

دلم میخواد دولت یه هفته تعطیلی اعلام میکرد . . .

خب چرا نمیکنه ؟ چرا هیشکی پاسخگو نیس







[ دوشنبه 15 آذر 1395 ] [ 20:49 ] [ خانوم خونه ]
امشب تولد خواهریه خوبمه و من ازش دورم . . .


ولی مطمعنم میدونه دلم پیششه و بیادشم . . . 

از همینجا میخوام بهش تبریک بگم 


خواهری جونم ایشالله همیشه خوشحال باشی و دلت شاد باشه

الهی که به هر چی آرزو داری برسی و بهترینها قسمتت بشه 

بیام پیشت حتما سورپرایزت میکنم خواهری  


خواهر که داشته باشی اگه ی دنیا دشمنت باشن خواهرت رفیقته....

خواهر که داشته باشی شب های دلگیری نداری...

خواهر که داشته باشی انگار دنیارو داری...





[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 13:58 ] [ خانوم خونه ]
نگهبان ساختمون در زد و اومد توو اتاق   . . . 

خانوم خونه هوا خیلی سرد شده خودتو گرم نگه داریا ^_^

الهی به فکر همه هست  . . . 

البته همیشه میگه تو جای خواهرمی و من پیش همه تعریفتو 

میکنم بماند که پیش بچه های شرکت تا میخوام تعریف کنم اونا خودشون 

میگن خانوم خونه خیلی خوب و مهربونه

منم که حسابی گل از گلم میشکفه با این همه محبتی که به من دارن

ووووووووووی بیچاره توو هوای به این سردی داره ماشین مدیرعامل میشوره  . . . 






[ شنبه 6 آذر 1395 ] [ 08:21 ] [ خانوم خونه ]
سلام گرم منو در این روز برفی و سرد پذیرا باشین

هوا به شدت سرد شده و اولین برف در پایتخت شروع به باریدن کرد .  

مواظب باشید سرما نخوردین



[ دوشنبه 1 آذر 1395 ] [ 07:45 ] [ خانوم خونه ]
و امروز صبح  . . . 

حضور آقای خونه کنارم سالم و سلامت

زنگ زدن بابا بهم ساعت 6:30

حرف زدن با مامان و آبجی و داداش ساعت 6:50

و خبر اینکه داداش با کلی ذوق بگه :

آبجی جون من دو شبه  مسجد مکبرم 


همه اینا یعنی اینکه

 خدایا شکرت به خاطر همه ی این خوبیها

به خاطر داشتن و سالم بودن عزیزانم

الهی که همیشه تنشون سالم باشه و سایشون رو سرم 

الهی آمین





[ دوشنبه 24 آبان 1395 ] [ 07:31 ] [ خانوم خونه ]
نمیشد 3 روز در میون جمعه باشه یه استراحتی بکنیم 

والا خب خسته میشیم دیگه . . .

دیشب آقای خونه جانمان دلش ژله میخواست منم یواشکی اینو درست کردم

 و امروز بهش نشون دادم  :


کلی تشکر کرد 
ناهار هم به گفته خودش سبزی پلو با ماهی با ته دیگ طلایی

عکسشو نمیزارم که میفروش الکی ایراد نگیره 

کاش تعطیلات بود و میتونستیم بریم شهرمون آخه بابا نیست و مامان اینا تنهان 

حیف نمیشه بریم پیششون . 

بابا دیرو پیام داد و گفت نجفه در جوار حرم امام علی و نائب الزیاره همه

الهی که همیشه تنش سالم باشه . . .  الهی آمین  . . .

ایشالله جمعه ی خوبی داشته باشین و به همتون خوش بگذره




[ جمعه 21 آبان 1395 ] [ 12:19 ] [ خانوم خونه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

می نویسم سرشار از عشق برای تویی که همیشه تنها مخاطب خاص دلنوشته های منی برای تو که بخوانی و بدانی دوست داشتنت در من بی انتهاست.

جلسه اولیه(اولین دیدار) : 92/1/30
آزمایش : 92/2/4
جواب آزمایش و خواستگاری : 92/2/5
بله برون و صیغه محرمیت : 92/2/11
عقد : 92/4/3
عروسی : 93/1/3
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Animated  Sparkly Love Heart

کُـدهــآیِ مــوسِ بوســــه



کد کج شدن تصاویر

آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے آیـکـوטּ هـاـے رویـایے

کد گرد شدن گوشه عکس